خرید بک لینک
بیرون بودم رفتم بگم که برام سریالِ Friends رو دانلود کنن دیدم بادیگارد هم اومده خریدمِش ! معرکه بود ... شاید شاهکارِ سینمایِ امروز به نظرم ، خیلی خوب بود . هرچی بگم کم گفتم ؛ تا ندیدین نمیتونین بفهمین که چقدر خوب بوده این فیلم .. بازیِ خوبِ پرویزپرستویی و بابکحمیدیان ، عالی بود کلا ، بیشتر از عالی شاید :) جزو اون فیلمهایی بود که دستم دیگه رو موس نرفت تا چند دقیقهای بکشم جلو ، با موسیقی متنِ بینظیرِش ، درکل اینجوری بگم که نبینین از دستِتون رفته :) چرا معلمـآ فک میکنن عقلِ کلَن ؟ :/ یارو الگوریتم میگه مینویسم میبرم بهش نشون میدم میگه آفرین ، دومی سومی همینطور آخر سر میگه تو رفتی از سومـآ جزوه سالهایِ قبلی رو گرفتی ! :| خب به آدم برمیخوره دیگه .. خواستم جوابِش رو بگم جلو خودم رو گرفتم و اِلا اگه تو معلمی چیزی بگو که اصن عینِ سالهایِ قبلی نباشه بعد ببینم چطور میرم من جزوهتو میگیرم ! امروز آخر سر بردم جزوه خودم رو که تابستون سرِ کلاسها نوشتم رو نشون دادم ، حالا وقتی بگه برنامهای چیزی بنویسین ، خودم بنویسم ببین چی میگه بهم ! از اون روز میترسم :| از این گذشته چون چندتا کتاب

برچسب: نویسنده: پویا حسینی‌پور تاريخ: سه شنبه 18 آبان 1395 ساعت: 9:22

شنبه ، امتحانِ ریاضی و معارف داشتیم که ریاضی خب نمرهم نسبت به کلاس خیلی بالا بود :| یا من خیلی زرنگم ، که نیستم ... چون از نمرههایِ سالِ قبلم معلومه ، یا اینا خیلی خنگَن :| آخه کی میاد تو درسی که فقط نسبت و تناسب عه 3 بگیره ؟ :/ تازه نیم نمره هم حداقل غلطِ اصلاحی داشت که نداد ، قانعَم نتونست بکنه که چرا نمره نداده واسه راهحلَم .یکشنبه ، یه درسِ تخصصی داشتیم با امتحان زبان ، خب درسِ تخصصی که امتحان نگرفت ، در عوض پرسید ؛ نمره کامل گرفتم .. زبان هم خب کم خونده بودم ، نمرهم کم شد ، البته نسبت به نمره کامل کمه ولی خب کلاسمون سطحِش پایینه :( البته به جز چند نفر .. خداییش هیچی از گرامرِ زبان نمیفهمم خب :| باقاعده و بیقاعده چیه خب ؟! :| دوشنبه ، امتحانِ فیزیک و بازم درسِ تخصصی داشتیم ، فیزیک نمرهم خوب بود ، خیلی خوب :) البته خب فقط از مسئلهها نمرهم رفته ، از حفظیات کامل گرفتم . درسِ تخصصی هم من سوالایِ برگه رو کامل نوشتم ولی خب 18 داده :| بردم به خودِش هم نشون دادم گفت برو بشین تو ! :/ سهشنبه ، جغرافیا و محتوا داشتیم ، محتوا از الگوریتم گفت که نمره کامل گرفتم ، جغرافی نمرهم

برچسب: صد و پانزدهمین سوره قرآن,سوره صد و پانزدهم قرآن,سوره صد و پانزدهم,قرآن صد و پانزده سوره ای,سوره صد و پانزده قران,سوره ی صد و پانزدهم قرآن,قران صد و پانزده,خطبه صد و پانزده نهج البلاغه,قران با صد و پانزده سوره,قرآنی با صد و پانزده سوره, نویسنده: پویا حسینی‌پور تاريخ: سه شنبه 18 آبان 1395 ساعت: 9:22

اکثر ما تجربه شنیدن این حرف رو داریم که هِی بچه مردم یا بچه فلانی رو ، رو سرمون بکوبن :| من نیز بین این افراد قرار گرفتهم ، درک میکنم حالشون رو .. خیلی حسِ مزخرفی دارهها ! خیلی .. آخه یکی نیس بگه که آخه من کجا اون کجا ، هوش و استعداد و علاقه اون کجا من کجا . آخه چی بگم خدایی ... این بچه مردمی که میگم ، هی میکوبونن رو سرم ایشون هستن ، یکی از آشناهایِ دورِمون ! حالا ببین دوره اینجوری با دمپائی میکوبونن رو سرم ؛ چه برسه اینکه فامیلِ درجه یک باشه طرف :| ایشون تو شریف داره درس میده اونم فوقِ دکتراشو گرفته بعد تو رشته مکانیک .. بعد منی که دارم به چیزایِ دیگه فک میکنم ، به این که چجوری یه شغلی داشته باشم که فلان و بهمان میان ایشون رو میکوبونن تو سرم :| لطفــاً #مهمان_سَــرزده نبــاشیم ! (لینکِ پست اصلی) الان میفهـمم حالِ اون وقتِشـون رو .. جمعه عصری ، با شلوار راحتی ، یه بالش زیر دستمون ، لم دادیم ناخداگاه زنگِ آیفون به صدا در میآید ! یه ولولهای تو خونه برپا میشه که نگو :/ عاخه مرد حسابی البته خانواده حسابی اینم وقتِ اومدنِ آخه ؟ پی نوشت : :: فوتبالساحلیمون از فوتبالِ زمینِ سبز

برچسب: نویسنده: پویا حسینی‌پور تاريخ: سه شنبه 18 آبان 1395 ساعت: 9:22

صفحه بندی